میگم بنظرتون من کارم درست بوده یا خریت کردم دور از جون همه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جریان اینه که ما با مامانم اینا رفتیم سفر یعنی من و همسر جان و مامان و دوتا خواهر ها
این کارم که درست درست بوده منظورم بعدشه :)))))))))))))))
روز آخر که میومدیم مشهد همسر باید ی چیز نزدیک 14 ساعت رانندگی میکرد و منم گفتم نصفش کنیم و شب توی یکی از بنادر خوشگل شمالی استراحت کنیم و فرداش راه بیافتیم سمت مشهد، هعمسر اول مخالف بود و میگفت میریم و بعدش راضی شد و در نهایت زنگ زد به باباجونش و اجازه گرفت و همه شب رفتیم اونجا موندیم، حالا هی به خودم میگم نکنه اشتباه کردم و نباید میرفتم. آخه ما شاممون رو هم با خودمون بردیم و فقط ی صبحانه مهمون بودیم ولی خب ..... نیدونم شایدم من خیلی ......
علی الخصوص که ی هفته هم بری سفر و بعد 8 روز بخوای شنبه بری سرکار دباره، یعنی باید روی آسفالت خیابون همچون یک فقره حلزون خودت رو بکشی تا برسیییییییییییییییییییییییی و هی توی دلت فریاد کنی شنبه خررررررررررررررررررررر اسسسسسسسسستتتتتتتتتتت :)))))))
سلا م به همه
بله دیگه هفته پیش ما سفر بودیم و جاتون خالی بود حسابیییییییییییییییییییییییییییی
و مختصر بگم، چقدر ایران زیباست، زیبایی نفس گیر، زیبایی که دم به دم عاشق ترت میکنه
عاشقتم وطنم
خب امسال هم عاشورای حسینی تمام شد . برای همه تمام شد چه آنهایی که با شنیدن مصیبت های امام و خاندانش اشک ریختند و بر سر و سینه کوئبیدند چه آنهایی که طبل زدند چه آنهایی که نوحه خواندند و چه آنهایی که ...... . همه میدانیم که حسین (ع) برای هدفی بزرگ قیام کرد تا جایی که حتی به قیمت شهادت فرزند 6 ماهه اش هم از این هدف دست نکشید. درست که خیلی از ما که بر حسین و مصائبش اشک میریزیم شاید ذره ای هم به هدف امام حسین فکر نکنیم، درست که خیلی از ما که بر سر و سینه میکوبی برای حسین (ع) از فردای عاشورا دوباره میچسبیم به دنیا و مکیدن خون دیگران، درست که خیلی از ما که بر حسین و خاندانش نوحه میخواینم شاید هدفمان فقط کسب درآمد باشد و...... همه اینها درست، چرا که ما انسانیم و از انسان جز این انتظار نمی رود ولی ولی همین ماها بوده ایم با همین وصف و اوصافمان که عاشورا و امام حسین را 1400 و اندی سال زنده نگهداشته ایم آن گونه که امروز هست و اینگونه دل میسوزاند . فکر کردن و تعقل کردن بدون دل دادن چه فایده ای می تواند داشته باشد پس اول باید دل داد و دعا کرد که تعقل هم بیاید
این روزها از بسیاری دوستان دیده و ندیده ام خواندم و شنیدم که وای صدای طبل ها اذیتمان میکند ولی این مردم شکم پرست فقط برای شکم خودشان اینجور نذری میپزند و نذری میدهند و .... اما منم هم یک سوال اساسی از آنها دارم، شما کجای این قافله عشق بودید، ما که خطاکاریم سعی کردیم جایی در گوشه کنار این قافله عشق داشته باشیم مگر یک دزد یک دروغگو یک بی نماز یک بداخلاق یک منافق یک قاتل یک.... نمیتواند عاشق باشد خب ما با همه بدی هایمان عاشق بودیم شما که روشنفکرید و اهل تفکر کجا بودید عزیزان دلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعدا نوشت
دوستان وبلاگی منظورم به هیچکدوم از شما نبود
یکی دو هته است بعد از ظهرها میرم فرهنگسرا به عنوان شغل دوم ( شنیدم ممکنه پولی پرداخت نشه بابت حضورم دعا کنید درست نباشه چون 70 درصد علت ضور من بحث مالیش بود. همچین دختر راستگویی هستنم من :) ) خلاصه روزها تا شب بدو بدو بیرونم و شب کوفته و له میرسم خونه و ی حاظری میخوریم یا اینکه میریم خونه مامانم شام میخوریم و بعدم لالا و صبح باز روز از نو روزی از نو به هیچ کار خونه نمیرسم اصلا دیروز خواهر کوچیکه زنگ زده که این روزا خیلی درگیری میخوای تا وضعیت کارت معلوم میشه بگو من روزا که بیکارم برم خونتون کارات رو بکنم و واستون غذا بزارم ، الهی قربون این فرشته های زمینی برم من، خدایا هیچ دختری رو بدون خواهر مگذار بر روی زمینت، آمین